رد شدن به محتوای اصلی

پست‌ها

دیگر قربانیان حادثه " دوسالانه " !

                                     + ;نوشته شده در ; 2007/11/24 ساعت;19:3 توسط;.:ALITAJADOD:.; |;

بد شانسی !

پ.ن : کاریکاتوری که  " دوسالانه " لایق اش ندانست ! + ;نوشته شده در ; 2007/11/20 ساعت;19:13 توسط;.:ALITAJADOD:.; |;

هفته ای که رفت

1-       ما توانستیم به ماه برویم و روی زمین (!) آن قدم بزنیم ، ما توانستیم   برای هر دردی قرصی ، آمپولی ، مرگی ،   چیزی کشف کنیم ما توانستیم کیک زرد بپزانیم و اورانیوم غنی کنیم ، ما توانستیم ال سی دی ای بسازیم که به نازکی یک تیغ باشد ما مترو ای ساختیم که بدون هیچ استعکاکی در یک تونل و وسط زمین آسمان مسافر کشی میکند ، ما خیلی کارها کردیم که خودمان هم هاج و واج ماندیم درش ، اما هنوز پس از مییلیونها سال   برای حس بویائی   از حس شنوائی وام میگیریم. مثال : بوشو میشنوی ؟   2-       خداوندا ، باری تعالی، ترا قسم می دهم بر تمامی مقدساتت ، تو که بخشنده و مهربانی ، به فری...

همه چی با ما میگنده ...

پ.ن :باز هم از بیست سالگی ( چه خفن بودم !) *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* بهترین برداشت از کاریکاتور : " با این ..." :( mrkhalili + ;نوشته شده در ; 2007/11/8 ساعت;13:28 توسط;.:ALITAJADOD:.; |;

هفته ای که رفت ...

1- کارگران Ùˆ کارمندها تکلیفشان روشن است . اوشان رئیسان خود را Ù…ÛŒ شناسند. اما من Ùˆ مایی Ú©Ù‡ شغلی آزاد داریم خیلی خوش بینیم   Ú©Ù‡   فکر میکنیم مستقل ایم . در حالیکه ما هم رئیسانی داریم Ùˆ برای آنها کار میکنیم . مدیران Ùˆ رئیسان ما Ú©Ù…ÛŒ فرق میکنند Ùˆ شاید جبار تر هم باشند . آنها حقوقی به ما نمیدهند . بل Ú©Ù‡ در ØŒ در آمد ما شریک هم هستند . ما برای آنها کار میکنیم Ùˆ سر آخر در آمدمان را هم به آنها میدهیم . به عنوان مثال من برای یک موسسه درمانی کار میکنم Ùˆ دو سوم   در آمد ماهیانه ام را خرج آنجا میکنم . با این حساب اگر در همان موسسه مشغول به کار بودم ØŒ برای خدماتی Ú©Ù‡ آن موسسه به Ù…Ù...

با این طرح برگردیم به 20 سالگی من ...

بهترین برداشت از کاریکاتور " ما میکاریم ..." مدیریت و پادشاهی دست همه هست غیر او . فرمان کج از او و فرمان بردار همه ببیننده + ;نوشته شده در ; 2007/10/25 ساعت;14:45 توسط;.:ALITAJADOD:.; |;

هفته ای که رفت

1 – هفته ای که گذشت از یک دوست خوب، یک کتاب خوب بدستم رسید . ( یک کتاب دیگر هم از یک دوست که خودش نویسنده کتاب هم هست در راه هست !)همیشه از دیدن روی ماه پستچی   خوشحال میشوم ...عاشق شنیدن صدای موتوراش هستم . از این صدای انفجاری که بهنگام دریافت ایمیل از کامپیوتر ساطح می شود ، خسته شدم ! بگذریم ! نمیدانم کی وقت میشود تا کتاب را بخوانم . آهان ...! یک فکر بکری همین حالا به کله ام زد ، خودم را زیر یک ماشن پرت میکنم ...اینطوری شاید یکی دوماه بیکار شدم و استراحت کردم ..بعله ، خودشه، خب فکریه ، راحت میتوانم کتابهای نیمه کاره را بخوانم ! فقط خدا کند ماشین از روی صورت وچشم وچالم رد نشود !   2- میگویند انسان در ابتدای امر ، گیاهخوار بوده و بعد   کم کم به دلایلی گوشتخوار و حالا به این روز افتاده ، نمیدانم چرا اشرف مخلوقات حس غریزی خودش را گم کرده و خونخوار شده . داشتم فکر میکردم اگر حیوانات علف خوار یک روز مثل اشرف ، عاقل بشوند و بخواهند تغییر رویه بدهند ، چقدر زندگی هولناک و نا امن می شود ! فکر اینکه یک گاو دنبال من بکند و بخواهد مرا بخورد ، مو به تنم راست میکند . یا گوسفندان در یک اقدام تلافی...