۱۳۹۱ شهریور ۲۶, یکشنبه

عاشقانه های کثیف اما مردانه

دوستم داری هنوز ؟
هنوزم به عشقمان وفاداری  ؟ هنوزم نغمه های عاشقانه ام توی گوشت بیز بیز می کند ؟
هنوزم وقتی خواب هستی از گوشه لبت تف میرزد روی بالشت ؟
هنوزم آب دهانت میپرد توی حلقت وقتی خوابی ؟
هنوزم به بمن فکر میکنی ؟
هنوزم وقتی از حمام می آیی غر میزنی که چرا روی صابون مویی بود ؟
هنوز وقتی میخندی جیشت میریزد ؟
هنوزم میروی جاهایی که با من میرفتی و دوست داشتی سر به تنم نباشد که آنجا بردمت ؟
یکبار رفتیم باهم جیگر خوردیم و تو گفتی مردک گوه مرا چرا آوردی جیگرکی و کلی خندیدم . یادت هست ؟ بله من فقد خندیدم . درست میگویی . یادم هست
از وقتی تو رفتی من همش پتو را میکشم سمت خودم . چون تو همش همه پتو را می انداختی روی خودت . یکبار در نبودنت قایم کشیدم پتو را و دستم خورد به بالای تخت و دردم گرفت
وقتی تو رفتی من بالشت را بغل میکردم اما آن بالشت معیار خوبی نبود برای اندازه تو . خیلی گشتم تا تورا شبیه سازی کنم. پتورا چار لا کردم و باز سایز تو نشد . سر آخر مبل دونفره را آوردم توی تخت و بغلش کردم . ..
عزیزم ، دلبرم ، هانی ام
دوستت دارم قد تمام گوسفندهای سر بریده شده عید مبارک قربان .
 قد تمام دودولهای بریده شده از ختنه ..
دوستت دارم قد تمامی کاندومهای مستعمل ِ پشت شمشدادهای پارک لاله ..
 قد تمامی بواسیرهای کونهای رنجدیده ی بی پول 
به قد تمامی فوحشهای خارو مادری خارج شده از دهان تاکسی چی ها بهم
دیدی چطور سرنوشت عین لاستیک دوچرخه ای که روی تاپاله گاو رد شده باشد مرا ، تورا از هم جدا کرد ؟

 دهانش سرویس باد








ارسال یک نظر