۱۳۹۱ مهر ۵, چهارشنبه

وقتی تویی و فکر شا...یدن به این دنیا

+خوندی  توپ مرواری رو ؟  چطور بود ؟ 
- خیلی عالی ...
+ تو هم عین بقیه هموطنات عاشق فوحشهای چاروادری هستی . برای همین خوشت اومد از این کتاب 

دیالوگ بالا یک برداشت آزاد و ناقصی است از حافظه ی زنگار بسته این کارتونیست درک نشده ی پیر  ،  از کتاب آشنایی با صادق هدایت نوشته میم فرزانه . که هدایت به فرزانه اینطوری گفت در مورد کتابش . کتاب خودش 
و اما :
ملت هنوز اصرار دارند که احمدی نژاد اوه نگفته و آن دیگری را گفته است . برادران و خواهران عزیزم . این آقا یکی از تخصصهایش خونسردی اش است . در همان مناظره های انتخاباتی هم اگر شما دقت می فرمودید میدید که ایشان در مناظره با کروبی ومحسن رضایی- که این آخری بخصوص خیلی ایشان را عصبانی کردند با دو دوتا چهارتایش - از کوره در نرفت و همان لبخند حرص در بیارش را داشت  . و در مناظره رضایی فقط آن لبخند کمی محو شد هرچقدر به پایان برنامه نزدیک میشدیم . ( مناظره با میر حسین را که دیگر باید قبول کنیم در موقعیت آزار دهنده ای بود و مناظره را به سود خودش داشت میچرخاند ) 
همانجا و دیگر جاها ایشان از کوره در نرفتند و  تازه از کوره در برند بقیه را !   چرا حالا باید در برابر یک سوال ساده  آن کار دیگر کنند ؟ چرا باید در برابر آن همه دوربین و آن مکان مهم عبارتی را بکار ببرند که ما دلمان میخواهد آنگونه بشنویم ؟ 
من در شبکه های اجتماعی از دوربینی که نزدیکتر به آقای احمدی نژاد بود شنیدم که گفتند : جدن ؟ اوه اوه .. حالا نه اینکه این جوابشان هم عین آدمیزاد باشد. دارند مسخره میکنند گزارشگر بی بی سی  را و  بی ادبی است به نوبه خودش و زشت است و مصداق بارز مسخره بازی . 
از طرفی حالا ملت برای مجلسی دارند سینه چاک میدهند که هر روز خودشان عباراتی را نثارش میکنند که دیالوگ آقای احمدی نژاد ولو به زعم ایشان خیلی مبادی آدابتر است !


پ.ن : وا بدید حرفای سیاسی را . برو آن کتابی که در بالا ذکرش رفت را پیدا کن و بخوانش و بگو دوباره بمیرد . بخدا




ارسال یک نظر