پیرمردها سرزمین ندارند شهریور ۰۲, ۱۳۸۷ یک کار قدیمی با اجراء و نام جدید +;نوشته شده در ;2008/8/23ساعت;10:8 توسط;.:ALITAJADOD:.; |; همرسانی دریافت پیوند فیسبوک X Pinterest ایمیل سایر برنامهها برچسبها از-بلاگفا همرسانی دریافت پیوند فیسبوک X Pinterest ایمیل سایر برنامهها نظرات njdeh گفت… شنبه 2 شهریور1387 ساعت: 10:26سلام دوست عزیز وب باحالی داری امیدوارم موفق باشی راستی با تبادل لینک موافق هستی؟ مهسا گفت… شنبه 2 شهریور1387 ساعت: 11:30خوب من اشتباهی تو پست قبلی ات کامنت گذاشتم.لطفا بخون! فرزانه گفت… شنبه 2 شهریور1387 ساعت: 12:33سلام. فوق العاده بامسما بود. bITA گفت… شنبه 2 شهریور1387 ساعت: 13:3کاملا بستگی به آدمش داره ... بعضی جوون ها رو هم می شه همینجور ریخت دور و بعضی پیر ها رو قاب می گیرن می کوبن سینه دیوار! Jozeph گفت… شنبه 2 شهریور1387 ساعت: 13:38و پیرزنها نیز همینطور بهاره گفت… شنبه 2 شهریور1387 ساعت: 15:24خیلی جالب بود.یاد داستانش بخیر،خیلی وقت ها پیش شنیدم.جای بچه ی یارو جوونه خالیه ها !! روشنک گفت… شنبه 2 شهریور1387 ساعت: 16:28نه .. من آرزو می کردم کاش پدربزرگم زنده بود و خودم ازش نگهداری م یکردم .. همه بچه ها و نوه ها هم اینقدر بی انصاف نیستن !... راستی به پست جدیدم حتماً سر بزن .. امیدوارم هیچ وقت مجبور به استفاده از توصیه هاش نشی .. خوش خط گفت… شنبه 2 شهریور1387 ساعت: 20:9پیرزن ها چی؟انسان فرتوت و درمونده حال آدم رو یگیره چه زن باشه چه مرد.. چه پیر باشه چه جوون.. مهسا گفت… یکشنبه 3 شهریور1387 ساعت: 8:42چون راجع به پمپ مهرشهر(کرج) و اینکه اینجا زادگاه کابوسها و بدبختیهاته نوشته بودی فکر کردم که همشهری هستیم.حتما اشبتاه کردم. ستاره گفت… یکشنبه 3 شهریور1387 ساعت: 17:28نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بنل گفت… سه شنبه 5 شهریور1387 ساعت: 9:13من و یاد زمینای 99 ساله انداختی .... اوففففففففففففففففففففففف!! بنل گفت… سه شنبه 5 شهریور1387 ساعت: 9:15بی نظیری! راحله گفت… جمعه 8 شهریور1387 ساعت: 19:45دلم خیلی سوختتتتتتتتتتتتتتتتتت !
نظرات
سلام دوست عزیز وب باحالی داری امیدوارم موفق باشی راستی با تبادل لینک موافق هستی؟
خوب من اشتباهی تو پست قبلی ات کامنت گذاشتم.لطفا بخون!
سلام. فوق العاده بامسما بود.
کاملا بستگی به آدمش داره ... بعضی جوون ها رو هم می شه همینجور ریخت دور و بعضی پیر ها رو قاب می گیرن می کوبن سینه دیوار!
و پیرزنها نیز همینطور
خیلی جالب بود.یاد داستانش بخیر،خیلی وقت ها پیش شنیدم.جای بچه ی یارو جوونه خالیه ها !!
نه .. من آرزو می کردم کاش پدربزرگم زنده بود و خودم ازش نگهداری م یکردم .. همه بچه ها و نوه ها هم اینقدر بی انصاف نیستن !... راستی به پست جدیدم حتماً سر بزن .. امیدوارم هیچ وقت مجبور به استفاده از توصیه هاش نشی ..
پیرزن ها چی؟انسان فرتوت و درمونده حال آدم رو یگیره چه زن باشه چه مرد.. چه پیر باشه چه جوون..
چون راجع به پمپ مهرشهر(کرج) و اینکه اینجا زادگاه کابوسها و بدبختیهاته نوشته بودی فکر کردم که همشهری هستیم.حتما اشبتاه کردم.
نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من و یاد زمینای 99 ساله انداختی .... اوففففففففففففففففففففففف!!
بی نظیری!
دلم خیلی سوختتتتتتتتتتتتتتتتتت !