۱۳۹۳ مهر ۲۸, دوشنبه



الان دیگه شد یکسال که بوق ماشینم سوخته و عوضش نکردم. توی این یکسال خیلی وقتا شده بود که دلم میخواست با بوق ممتد یکی دونفر رو به سزای اعمالشون برسونم. هی بی اختیار وسط فرمون رو فشارش دادم چندبار اما هیچی به هیچی. 
تو این یکسال اعصاب خودم و بهداشت روانی جامعه حال و روز بهتری داشت. آمار جرم و جنایت و طلاق کمتر شده. 
بوق ماشین من میتونست زندگی یکنفر رو تباه کنه. میتونست یکنفرو عصبانی کنه و اون عصبانیتش رو به آدم پشت تلفن منتقل کنه و اون هم با زنش دعوا کنه و زنشم بره دوست پسر بگیره بخاطر کمبود محبت. میتونست دعوا راه بیوفته. می تونست شوهر اون زن رو تبدیل به قاتل کنه و یه اعدام به اعدامای مملکت اضافه. 
تو این یه سال میشد یه مینی بوس منو نبینه و بیاد روی سر ماشینم و پرسم کنه. 
اما هیچ اتفاق بدی نیوفتاد الحمدرلا. 
من کظم غیظ اجباری کردم بخاطر گشادیم. شما ولی لحاظ کنید یکم.
پایان


ارسال یک نظر