۱۳۹۳ مرداد ۲۲, چهارشنبه



من به این آقا رای ندادم. 
یعنی رفتم و انگشتم را جوهری هم کردم. رای ام را هم تا زدم اینطوری قشنگ و داخل صندوق انداختم و عکس هم ازش چی ؟ گرفتم تا پس فردای روزی عکس ورق تا نزده منتشر نکنند. اما من رای ندادم. پیچیده است یک کمی
آن روزها دولت فخیمه کانادا صندوق نداشت ملت رای بیاندازند داخلش. تو بگو یک صندوق پیدا بشود توی کانادا. نبود اصلن هیچی. قهر کرده بودند و قونسولگری را تعطیل کرده بودند.
یکنفر توی بحبوحه گفت ببین تو نمیخواهی رای بدهی خب؟ گفتم خب. گفت ببین من میخوام رای بدم. گفتم خب. گفت: ولی نمیتونم اینجا. چرا ؟ گفتم: چرا ؟ چون کانادا قهر کرده با ایران و لج بازی میکنن. تو برو بجای من رای بده، منم به جای تو رای نمیدم!
منطقی بود.
از آن روز به بعد او آنجا به جای من دارد آبجو میخورد و با شلوارک توی خیابان قدم میزند و من بجای او دارم روغن پالم میخورم و سقوط میکنم با هواپیما



ارسال یک نظر