۱۳۹۲ آبان ۱۴, سه‌شنبه



1 گربه كه اسم اين هفته اش " جبرئيل سيسه " است. بدجوري دلبري ميكند. چيكار مي‌كند يعني؟ مي‌آيد چيز ميز مي‌نوسيد با پياده روي اش روي كيبرد. يكبار توي فيس بوك كامنت گذاشت براي يكنفر و آن يكنفر فكر كرد من دارم بهش امتياز ميدهم. يكعالم صفر براش گذاشت


2 اما شب اداري دارد. شب كه چه عرض كنم دائم الادرار است. ميرود توي كشو مِشوي ميز تحرير و نم پس ميدهد. تمام زال و زندگي مرا لكه دار كرده. اما دومن مرا نميتواند لكه دار كند، چشمش را در مي‌آورم در اين صورت. فيش بانكي را خيس آب كرد من هم با سشوار خشكش كردم و بردم بانك اما نگفتم گربه جيش كرده روش. فقط لبخند زدم


3 هر كسي وارد دفتر مي‌شود بايد قبلش هشدار بدهم بهش كه از گربه كه نميترسيد ؟‌ اكثرن ميگويند خير نميترسيم اما وقتي ميپرد روي پاچه شلوارشان رفتار غيرمعقول از خودشان نشان ميدهند. يكبار يكي پرتش كرد آن طرف. من را ميگي ؟‌ كارد ميزد بهم خون نمي‌آمد. هيچي نگفتم. چون حق با مشتري است و مشتري لابد حق دارد بزند پدر صاب بچه‌ي گربه‌ي آدم را در بياورد 

4 يكبار يكنفر را گاز گرفت. مازيار را گاز گرفت. مازيار دوستم است و برايم شيريني آورده بود. كه اين جبرئيل سيسه ، دَله بازي در آورد و عين نخورده‌هاي سومالي پريد روي مازيار و دستش را گاز گرفت و خوني كرد. حالا مازيار هيچي نمي‌گفت من ولي ترسيده بودم كه نكند اين برود خانه تب كند يا شب هنگام تبديل به گربه يا گرگينه شود . خودش البته از cat man شدن استقبال كرد. پيشنهاد دادم كه بذرا زنگ بزنم به يكنفر كه جبرئيل سيسه ، هفته پيش گازش گرفته بود. اگر زنده بود خيالمان راحت بشود. زنده بود

5 يكبار هم غذا توي گلويش گير كرد و من داشتم اولين سكته ناقصم را در زندگاني تجربه ميكردم كه خودش، گلاب بروت بالا آورد و مشكل حل شد وليكن دوباره همان را برداشت خورد و بازم گير كرد توي حلقش. كه من اين عمل را برنتابيدم و داد زدم : خاك بر سر خرت بكنم، نكن ديگه. ديگه نكرد

6 شك دارم پسر باشه











ارسال یک نظر