۱۳۹۲ تیر ۲۲, شنبه

كافه نشيني هاي دو نفر درك نشده - قسمت دوم





موزيك خوبي در كافه پخش و پلا است 
- یه سوسکی بود توی دشویی خونمون ، از روزی که قد یه مورچه بود
+  :-&
- باهاش دوست شدم ، میومد به نوک انگشت شستم ، بوس مییزد
+ تشکر میکرد ؟ 
-  بزرگ شد کم کم
+  تازه عنتم میخورن
- نه ، دشویی فرنگیه .تميزه .
+ به هر حال اونا قابلیشتو دارن تو محرومش کردی
- کتاب میخوندم براش . مهدی موسوی .بعدن یکمی بزرگ شد ، میگفتم بهش فرار کن ، زنم ببینتت میکشدت .دیشب دیدم دمر افتاده وليکن نفس کشیدن را فراموش کرده بود
+ قاتلا
- به زنم گفتم تو کشتیش ؟ ميگه نه به خدا . راست ميگه . زن خوبيه . بي رحم هست اما دروغگو نيست
+ عمرش به دنیا نبوده .(سرش را پايين مي اندازد زير لب زمزمه ميكند ) یه کام از اون عن نگرفتیم و برفتيم
- کمیته حقیقت یاب میخوام تشکیل بدم ( قهوه ميخورد و خيره ميشود ) من یبار، سه سال یه سوسک داشتم . باورت ميشه ؟ آخرشم نفهمیدم چی شد . فکر کنم با جسم به معراج رفت
+ (همچنان زير لب زمزمه ميكند ) از کلیه عزیزانی که با پرده نویسی و غیره ...
- ميدوني ؟ اینا برای ما ادا اطفاره برای سهراب سپهری روح لطیف 
+ بعضیا چه روح لطیفی دارند

- ( آه ميكشد )
+ ( آه ميكشد )
موزيك خوب ادامه دارد و پخش و پلاست



ارسال یک نظر