۱۳۹۲ خرداد ۳۱, جمعه

سه روز سفر به جايي كه همه چيز را فراموش كني.
سه روز سفر به جايي كه فراموش كني همه چيز را ،مثل اين است كه يك سرنگ بزرگ در مغزت فروكني و تمام خونش را بكشي و توي مستراح بريزي تا اجازه بدهي خوني تازه جايش را بگيرد.
اين تمام چيزي است كه اين مرد در دهه چهارم زندگاني اش ميخواهد و فكر ميكند خوشحالش ميكند. شايد



ارسال یک نظر