رد شدن به محتوای اصلی

آن هم در این بی پولی

وبلاگ کارتونهایم راه اندازی شد . 
alitajadod.blogspot.com




پ.ن : کسی بلد است موزیک وبلاگ قبلی را باید چطوری به وبلاگ کارتون منتقل کنم ؟

نظرات

‏بوی خوش زن گفت…
جناب تجدد اگه بگم متوجه نشدم این کارتون ها تکی هستند یا مجموعه و سریال بهم نمی خندید؟
میشه واسم توضیح بدی لطفا؟

ترجیح میدادم خصوصی باشه که نمیدونم این امکان هست یا نه
سپاس
در ضمن کارهات خیلی خوب بودن...تخصص ندارم ولی بعنوان یک مخاطب عادی لذت بردم :)
‏بوی خوش زن گفت…
راستی تصور میکنم کامنت اولم که درود و تبریک بود ثبت نشده
علی ایحال!مجددا درود میفرستیم و این هجرت را به فال نیک می گیریم..هرچند رفتن همیشه یک جورایی غم دارد!
شاید این ناخوداگاه ماست که بی دلیل و با دلیل دلش میگیرد از رفتن

شاید از ازل....نمیدونم..

راستی با اون عبارت"دختر جوان هفت ساله خیلی حال کردم..آفرین..آفرین..تابلوی زیبایی بود این چند کلمه..
reerra گفت…
باز هم مبارکه.
بوی خوش زن گفت…
منظورم از "ترجیح میدم خصوصی باشه" اولین کامنتم در وبلاگ شما بود...البته در حال حاضر دیگه منتفی شد...چون همه فهمیدند من از لحظ هوش با سوسک در رقابتم!
:))))))))
Altajino گفت…
به بوی خوش زن : بله ببخشید اول متوجه نشدم . اما اشکالی ندارد . شاید این سوال خیلی ها باشد و جسارت پرسیدنش را نداشته باشند خانم جان .
نه دنباله دار نیستند . هر کدام مستقلند و اگر روی آنها کلیک کنید می روید به لینک خودش و اندازه اصلی را می توانید ببینید . همین

پست‌های معروف از این وبلاگ

اینجا چراغی روشنه

حالا در خانه جدیدم . خانه بزرگ است . بزرگ یعنی از خانه هایی که داشتیم تا بحال بزرگتر . اولین خانه ای که داشتیم یک خانه بود در حد یک راهرو که باید یکوری خودمان را از اتاق خواب به آشپزخانه می رساندیم .گاهی اوقات رسیدن به توالت سخت بود و جانکاه و ایراداتی بر ما وارد می شد . جمعه ها یادم است وقتی می رفتیم خانه پدری ام من کله معلق می زدم سر سفره  و می دویدم مثل دیوانه ها . خودم هم نمی دانستم چرا واقعن . خانه بعدی بزرگتر بود اما موش داشت و نقشه کشی اش خیلی بد بود و پرتی زیاد داشت و من دستم به خون چند موش آلوده شد . عمله ها با همدیگر شور کردند و آن خانه را ساخته بودند . عین این فیلمهایی که فیلمنامه ندارد یا این نود شبی ها که می گویند بروید جلوی دوربین بزنید توی سرو کله خودتان ملت بخندند . اینطور خانه ای بود . دوتا خانه دیگر عوض کردیم تا آمدیم اینجا و اینجا بزرگ است برایمان . خوب است . توالت فرنگی دارد و من توالت اینطوری دوست دارم . از یکجا باید فرهنگ را شروع کرد . ما که نمی توانیم برویم اروپا پس اروپا را بیاوریم اینجا و چه جایی به تر از توالت که ارادت دارم به ایشان .  پرده ها را کرکره ای چوبی...

یادداشتهای پراکنده

  روزهای زیادی از کودکی تا همین امروز که نرم نرم دارد ۴۳ سالم میشود تنها، اندوهگین و در انزوا بودم. هربار به گذشته برمیگردم یادم می‌آید یک گوشه ساکت‌تری نشسته بودم. توی حیاط خلوت پشت خانه، توی اتاق، توی آن اتاق مملو از لباس مهمانی‌ها، توی آیینه خیره به چشمهام، توی کارگاهم، گوشه‌ی یک روستا، پشت مبل بزرگ خانه وقتی همه خواب بودند و مادر نبود و من همیشه بی‌دلیل گریه میکردم! گریه کردن به مثابه خود ارضایی و به مثابه مناجاتی چیزی بود. حالا نمیدانم دیر شده یا نشده. اما نه تنها نمیخواهم گریه کنم بلکه میخواهم خیلی آگاهانه برگردم پشت مبل سیاه، توی حیاط خلوت و سایر جاها، موسیوی کوچک گریان را در آغوش بگیرم و بگویم ببین نمیخوام بهت بگم قرار است این‌گوهی که توشیم جای بهتری بشه اما باور کن اصلا ارزشش را نداره. میدونم قراره چی بشه، من از همونجا اومدم پیشت، اما ببین من من من من همیشه خدا کنارت هستم.. ما باهم این رو هم رد میکنیم .. موسیو تاجینو روز رحلت  #یادداشت_های_پراکنده

چگونه وبلاگ نویس حرفه ای شویم

 یاوقتی از حرفه ای بودن حرف Ù…ÛŒ زنیم از Ú†Ù‡ چیز حرف Ù…ÛŒ زنیم یا هرچی اصلن 1 .روشنفکر باشید . تلویزیون نبینید Ùˆ یا اگر دیدید به کسی نگویید . از تلویزیون بدبگویید . فوتبال ورزش عوام است . شما نباشید . پوپولیست نباشید .    طرفدار هیچ تیمی نباشید حتی اگر روی شرتتان نوشته اید ( شما کهنه ØŒ تولیدی) قلب بوئین زهرا به عشق پرسپولیس Ù…ÛŒ تپد . 2 کامنت نگذارید توی وبلاگ دیگران Ùˆ این را تویجای جای وبلاگتان بگنجانید Ú©Ù‡ اینگونه اید . بگویید اگر هم کامنتی دیدی مال دیگریاست . شل سیلور استاین قبل از اختراع وبلاگ در کتاب مقدسش گفته بود یکنفر آمده استپوست مرا دزدیده Ùˆ اگر دیدی توی Ø®Û...