رد شدن به محتوای اصلی

رای من کجاست ؟

1شب یلدا را باید گرفت و خوابید و در دنیای حقیقیآن سوی پلکها سیرو سلوک کرد . شب یلدا دراز است ؟ بلند است ؟ خیلی خوب است پسبیشتر باید گرفت خوابید . چه چیز را باید گرفت و خوابید ؟ من نمی دانم از قدیم میگفتند بگیر بخواب ، بگیر بشین ، بگیر بکپ . اما من بالشتم را میگیرم و می خوابم .یک دستم را می نهم زیر خنکای بالشت و آن دیگری را ..آن دیگری را ؟ نمی دانم فکرنکرده بودم کجا می گذارمش . اما می دانم گاهی جایشان را عوض می کنم . دست زیر بالشصبح فلج می شود همیشه . دستتان را زیر بالشت نگذارید . 

2من گاهی اوقات که هوا گرم است و کاپشن تنم نیستکه دستم را توی جیبم بکنم نمی دانم باید با آنها چه کنم ! احساس می کنم همینجورنباید آویزانم باشند . یکجا ایستاده ام و حرف کسی را گوش می دهم و دستم را میزنمبه کمرم . بعدن می برم پشت و حلقه می کنم . بعدن می آورم جلو و حلقه می کنم و بعدنیکی را می زنم به کمرم و آن دیگری را آویزان می گذارم باشد و بعد جایشان را عوش میکنم سر آخر با یارو دست می دهم و می روم رد کارم .

3اصلن نمی خواستم درباره دست بنویسم . دست خودمنبود . می خواستم بیایم اینجا و از این تریبون و این پایگاه مردمی اعلام بدارم چندنفر بعد از اینکه شورای ن.گهبانشان نظارت استصوابی کرد (!) مرا به عنوان کاندید دررشته بهترین وبلاگ تاریخ در این فصل ! برگزیدند . رقیبان خوبی هم دارم که دوتایشانرا می شناسم و کلفت هم هستند بله . دلخواه من این بود با گردن کلفت تر ها در یکگروه باشم که برای دست گرمی بد نیست . رقیبان اصلی من دویچه وله و بیبیسی فارسیوعربی و انگلیسی اند . فکر کنید برای شورای شهر می جنگم . ها ؟

4ما پنج نفریم و من جزء معدود مردهای آن شاخه ام .بیاید و اکنون رای سبزتان را که نیازمندیم بیاندازید توی صندوق. وعده ما جمعه 12شببه بعد پای کامنت دونی رای .

 من اگررای نیاورم تقلب صورت گرفته است چون من اولم و این را خودم باید بدانم که می دانم. وعده انتخاباتی من هم یک سیب زمینی که خودم سرخ و خلال خلال می کنم برایتان باسس کچاب خارجستانی و یک عدد ساندیس به سلیقه خودتان .

 5به رایاولی ها یک چیپس مزمز اشانتیون می دهم و یک ساندیس هفت میوه دیگر  . به من رای بدهید من برای تغییر آمده ام و اگررای نیاوردم به هر صورت - که گوش استکبار کر و جر خورده بادا – خونسردی خودتان راحفظ کنید و الکی خودتان را به فنا ندهید چون می دانیم همین شمایی که می رویدخودتان را برای رای نیاوردن من به کشتن می دهید چند ماه دیگر می ایستید مثل گونی سیبزمینی از یک نفر که توی خون خودش چَک و پَر * می زند ، چلو پن دقیقه فیلم می گیرد و شر می کنید . آره

* یک چیز رشتی است به معنای دست و پا زدن مرغ سربریده

برای رای در یومو لای جمعه بروید اینجا +

 

+;نوشته شده در ;2010/12/21ساعت;19:59 توسط;.:ALITAJADOD:.; |;

نظرات

reza گفت…
سه شنبه 30 آذر1389 ساعت: 21:1

آهنگ جدید و فوق‌العاد فان و شاد حسین مخته و پویان بنام جون مادرت برقص پیشنهاد می‌کنم این آهنگ رو از دست ندید با شعر و ملودی اشکین0098جون مادرت برقص میدونم خیلی گلی همینو بستمبک بزنم یه دستی شیپور بزنم دو دستینمیخوای یه شیه با من باشی نمیخوای جیگری من باشینمیخوای نانازی من باشی نمیخوای ماله حسین بشینمیخوای یه ذره آدم بشی بسه دیگه برو یکم بشینلطف کنید به این آهنگ امتیاز بدید و نظر خودتونو در مورد این آهنگ بدیدبرای حمایت از از سایت ما لطف کنید در سایت عضو شویدhttp://www.bax06.ir/78-hossein-mokhte---joone-madaret-beraghs.html
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
همیشه دوس داشتم بدانم این اشعار روی کاغد چطوری نوشته می شود !بَه بَه . بعله من امروز مهربانم .. خوشحالم از حضور گرمتان . به ساسی یتان هم بگویید بیایند دور هم باشیم برادر . اما اصرار نکنید من رقصم خوب نیست
وردا وحشی گفت…
سه شنبه 30 آذر1389 ساعت: 21:12

نفهمیدم...اما منم وقتی نمی دونم با دستام چیکار کنم می گذارمشون توی جیبم.
وحید(وب گپ) گفت…
سه شنبه 30 آذر1389 ساعت: 21:55

سلام.اقا ابروی مردها رو بخریااا.این دوره همه کاندیدها زن از اب در اومدن
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
بله . از آن چاهار نفر یکی را سرچ کردم تا مطمئن بشوم مرد است یا زن . دو به شک بودم !
وانیا گفت…
سه شنبه 30 آذر1389 ساعت: 23:56

سلام از وب گپ رسیدم اینجادر بسته بود هیشکی نبود موندم تا ته ته صفحه رو خوندم دیدم نه بابا ارزششو داشت پشت در موندنمآمدم نبودید"نگارش چن تیکه و درست درمون یعنی این که من خوندمپیشنهاد وحید معرکه بودیلداتون پر از شادی
reerra گفت…
چهارشنبه 1 دی1389 ساعت: 1:40

یک سوال , چرا آقایان محترم وقتی پشت رول هستند دستشان توی دماغ محترمشان است؟؟؟ آنها هم در آن لحظه چون جایی برای گذاشتن دستشان ندارند آ ن را تا حد امکان فرو می کنند توی دماغشان؟؟؟؟
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
شاید می خوان بگن می تونن با یدست برونن
ن ا ر س ی س گفت…
چهارشنبه 1 دی1389 ساعت: 2:7

ما به شما رای می دهیم درهر حال .. یک یادآوری مسنجرانه ولی لطفا ..
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
مسنجر ندارم . هر کدامتان یک رسانه باشید
خاتون گفت…
چهارشنبه 1 دی1389 ساعت: 9:54

من نفهمیدم نتیجه رای چی میشهولی چشم!!!
مرتضی گفت…
چهارشنبه 1 دی1389 ساعت: 10:12

سلام دوست عزیز.بزرگترین پایگاه وب سایت های ایرانی راه اندازی شد!!!با عضویت در این سایت می توانید به معرفی تعداد نامحدود وب سایت هایتان بپردازید و لینک تمام مطالب وب سایت هایتان را در این پایگاه عظیم ثبت کنید و در معرض دید عموم قرار دهید.با این کار آمار وب سایت های شما روزانه بیشتر می شود...با عضویت در این پایگاه و ثبت وبسایت+مطالب وب سایت هایتان ما را در این راه یاری نمایید.منتظر شما دوست عزیز هستیم.www.todaylinks.org
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
یه بار خندیدما
ن ا ر س ی س گفت…
چهارشنبه 1 دی1389 ساعت: 11:57

بیخود ! زود یکی بگیر !
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
احتیاجی ندارم
روشنك گفت…
چهارشنبه 1 دی1389 ساعت: 12:44

مي دوني كه وبلاگت رو دوست دارم چون نوشته هات رو دوست دارم و خودت رو دوست دارم ( حرف در نيارين لطفن ! هر دو مون صاحاب داريم به خدا اونم اين هواااا )اما رفتم صحنه رقابت رو ديد زدم خوشم نيومد ازشون .. بعدش فكر كردم كه يعني چي اين استعداد درك نشده رو گذاشتن قاطي يه مشت جوجه غر غروي لوس و ننر كه نوشته هاشون مفت هم نمي ارزه .. اين بود كه تصميم گرفتم همين جا رأيم را اعلام كنم = رأي من به تو آري به همراه خانواده و خانم بچه ها .. اما دوست ندارم وقتي كه قاطي اونايي بهت رأي بدم .. الآن يك كمي احساس فاشيست بودن بهم دست داده .. خب آزادي بيان همينه ديگه !..حالا اشانتيون و اين چيزا گيرمون مياد يا همين رأيم رو هم ازت پس بگيرم كه اينجا ريختم به حساب كامنت دونيت ؟!...
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
باید از یکجایی فرهنگ سازی را شروع کنیم :) شما با همان جملات ابتدایی تان کاری خواهید کرد که من شب را پیش کارتون خوابها سر کنم . اشانتیون می خواهید حالا ؟! واا !
روشنك گفت…
چهارشنبه 1 دی1389 ساعت: 14:44

وا ؟!.. هه هه .. من كارتن اضافه دارم .. ميدم عشقم " جوات آقا " برايتان بيآورد لاهيجان ؟ حالا لاهيجان بوديد يا رشت ؟.. ; ")) ..
gleam گفت…
چهارشنبه 1 دی1389 ساعت: 15:8

راستش آخرين تجربه‌ام از راي دادن به شش-هفت ماه ترس و گريه منتهي شد!من فقط همان دو تا كلفت را مي‌شناسم، اما خواننده‌شان نيستم. طبيعي است كه اگر توانستم خاطه‌ي تجربه‌ي قبلي را پاك كنم به شما راي خواهم داد.تيترت عميقاً ترسناك بود. فكر كردم دوباره تب كرده‌اي!
شراره گفت…
چهارشنبه 1 دی1389 ساعت: 16:26

از این کلمه و هر حرکتی که بهش مربوط بشه بدم اومده اما بهت رای میدم
لیدا گفت…
چهارشنبه 1 دی1389 ساعت: 21:31

ما به شما رای میدیم ولی به هر حال شما چه رای بیاری چه نه واسه ما نفر برگزیده هستی
بهاره گفت…
چهارشنبه 1 دی1389 ساعت: 22:19

من هرچی سعی می کنم به جز این پست که لینک دادید، قبلی های وبلاگ رو بخونم ببینم اصلا اینا کی ان چی ان شما رو بردن اسمت رو نوشتن جایی بالاخره آدم حسابی هستن یا نه...موفق نمی شم! به هرحال من به شما رای می دادم حتما. منتها این یک شرطی داره که باید توی همه ی آیتم ها رای داد و من همه ی وبلاگ های آیتم های دیگه رو نمی شناسم. یک چندتا هم خوندم ولی فک نمی کنم اینجوری بشه تصمیم گیری کرد. اینجور مسابقات و برنامه ها باید زودتر معرفی بشه. البته منظورم این نیست که نشده. حتما شده که صد و خورده ای آدم کامنت گذاشتن دیگه...! ولی من نمی دونستم...حالا تا اون روزم مطالعه می کنیم...اگه بتونم تصمیم بگیرم که به بقیه رای بدم، شرکت می کنم.و در هر صورت برای شما آرزوی موفقیت می کنم :)
سیفتال گفت…
پنجشنبه 2 دی1389 ساعت: 9:53

شما احیاناَ اهل رشت نیستی آقای تجدد بی درک ...فکر می کنم درک نشده بودی شایدم درکت نکرده بودن.با درک وبی درک باید گفت مردم چیک وپری می زنند این به بعد آن سرش ناپیدا البته صرفاَ برای گشنه نبودن.شاید هم محمد تجدد ( سرخ و سفید وچاق) باشی.خدا می داند.
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
بله هستم . با این آقا که تو برنامه کودک و شهر بازی لباس خرگوش و خروس و خرس تنش میکنه و در ضمن رابرت دنیرو رو هم به عنوان بازیگر قبول نداره آشنایی ندارم .
مجتبی جوانی گفت…
پنجشنبه 2 دی1389 ساعت: 13:33

ببخشید که چندروزی سرم شلوغ بود و نتونستم سر بزنم.اگه راستی میگی و طرفدار آزادی بیان هستی این مطلب رو لینک کناندر حکایت انتخابات وبلاگستان
س گفت…
پنجشنبه 2 دی1389 ساعت: 18:26

پس بهترين كار براي آسايش زندگي و پيشگيري از كارتون خوابيتان خصوصي نوشتن است.
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
نخیرم .خصوصی وعمومی ندارد
پنجشنبه 2 دی1389 ساعت: 19:40

من کوپن کامنت گذاشتنم اینجا به اتمام رسیده لذا سکوت اختیار می کنم!تیتر خیلی خوبی بود و موفق باشید علی گرامی
پنجشنبه 2 دی1389 ساعت: 23:37

اقا...ما از شما حمایت می کنیم.
هیچ گفت…
جمعه 3 دی1389 ساعت: 0:29

من حتمن حتمن بهت رای میدمفقط یه خواهش این آهنگ وبلاگتو بردار آخه نصف شد اومدم و یهو داد زد و بابام فکر کرد که خدای نکرده توی اتاق من خبرایی هس که این صداها میاد ازش...کم مونده بود پوستمو بکنه!!!
مهتاب گفت…
جمعه 3 دی1389 ساعت: 0:53

خونسردی خودتان را حفظ کنید و الکی خودتان را به فنا ندهید چون می دانیم همین شمایی که می روید خودتان را برای رای نیاوردن من به کشتن می دهید چند ماه دیگر می ایستید مثل گونی سیب زمینی از یک نفر که توی خون خودش چَک و پَر * می زند ، چلو پن دقیقه فیلم می گیرد و شر می کنید . آره ............................................بی نظیر بود ...بی نظیری ...
هالونه گفت…
جمعه 3 دی1389 ساعت: 4:32

وقتی هوا گرم و است و با کسی صحبت مب کنید، به حرف های طرف مقابل دقت کنید و تمرکزتان روی دست هایتان نباشد.ولی هر چه میکنید، دست به سینه نایستید که به مخاطب پیام میدهد آماده برقراری ارتباط نیستید!
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
ممنون عالی بود
بابک گفت…
جمعه 3 دی1389 ساعت: 12:15

با وبلاگتون امروز اشنا شدمچقدر با روحیان و دردهایی که ازارم میدهد سازگار بود یک ان خودمو دیدم در ان سوی خط البنه با ذوق و باسلیقهچون خوم بی ذوق و بی سلیقه هستماز امروز به خوانندگان دائمی تون اضافه شدمپایدار باشید
paizeeboland گفت…
جمعه 3 دی1389 ساعت: 19:12

DoroooooooooooooooooooooooooooooooooodAgha ma bayaniye sader kardim, kash mishod be shoma rai bedim amma ba kandide morede nazare ma dar ye goroh gharar darin... sharmande dore bad age to hozeye fa'Aliate namzade ma nabodin namzadeton mikonimo beheton rai midim
مستوره گفت…
شنبه 4 دی1389 ساعت: 0:52

سلامیه نظر در مورد پست "هم جسمی ، هم اندیشه ای" داشتم..مدت چند هفته ای به یکی از آشنایان دور که ناشنوا بود درس می دادم.یه پسر 23 ساله که از قضا می خواست دیپلم کامپیوتر بگیرد. اسمش امید است. تلاش زیادی می کرد ولی آنقدر دامنه لغاتش محدود بود که شاید 2 صفحه با مطالبی معمولی را در مدت 1 ساعت می شد به او تفهیم کرد...کلمات خیلی ساده و روز مره ی ما برایش کاملاً ناآشنا بودند...این کار برای من تجربه خیلی خوبی بود ولی امید همچنان با این مشکلش زندگی می کند.
وحید(وب گپ) گفت…
شنبه 4 دی1389 ساعت: 1:38

سلام.انتخابات شروع شد.http://webgap.blogfa.com/post-506.aspx
ن ا ر س ی س گفت…
شنبه 4 دی1389 ساعت: 2:50

ما رفتیم رای دادیم ! شما هم یادآوری نکردی ها ! یادت باشد !وحید وب گپ امیدواریم وقتی برنده شدی ، یک ورژن جدید مسنجر بهت جایزه بدهد
س گفت…
شنبه 4 دی1389 ساعت: 12:8

من هم رای دادم بهتان !از نطر من هم مسنجر برایتان لازم است مطمئن باشید ضرر نمیکنید.
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
اهل لاس زدن نیستم چه در مسنجر و چه خارج از آن . هرچه هست و نیست همین وبلاگ است و ایمیلی که برای نامه های محترمانه و کاملن جدی و خبری است .تمام شد !در مورد رای هم مرسی . اما نتیجه رای ها را که الان دیدم کاملن نا امید شدم !
مژده گفت…
شنبه 4 دی1389 ساعت: 12:55

امیدوارم بهترین بشی...نوشته هات رو دوس داشتم...خیلی خیلی قشنگ و حرف دل...مخصوصا اونکه دستتو بابد چی کار کنی
لعبت گفت…
شنبه 4 دی1389 ساعت: 15:12

چک و ژر نداره چه رای بیارید و چه نیارید ما همواره طرفدار پروپاقرص شماییم آقای تجددالبته رای خود را هم اعلام نمودیم و بقیه را هم باخبر نمودیم
میرکل گفت…
شنبه 4 دی1389 ساعت: 16:31

اگر رای نیاورید ما ریزیم تو خیابان های وبلاگستان و شعار ور ایز مای ووت سر میدهیم و بعد احتمالا برادران ارتش سایبری میایند و گاز اشک آور و باتوم و اینا!بعد کهریزک وبلاگستان و ...
شنبه 4 دی1389 ساعت: 18:23

من از رای دادن و رای بازی خاطره بد دارم آقا شرمنده شما شدیم!!!
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
همین طرز فکر باعث شده که حالا وبلاگی در صدر قرار داره که .. بگذریم ! :)
محمد سرابی گفت…
شنبه 4 دی1389 ساعت: 21:1

کاریکاتوریست دوست داریم
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
:)
مریال گفت…
یکشنبه 5 دی1389 ساعت: 10:58

سلام، من تازه با وب شما آشنا شدم. خیلی خیلی خوشم اومدمن به شما و تنها شما رای دادم.
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
عقل می کنید :) ممنون
شغاد گفت…
یکشنبه 5 دی1389 ساعت: 17:7

سلاماین یک تقلب بزرگه اصلا کاندیدای اصلح ما ( حسین قدیانی) حذف شده. حتما تقلب شده . ایران قیامت می شه!!!نتونستم رای بدم اما براتون نظر میدم. موفق باشید
گوسفند گفت…
یکشنبه 5 دی1389 ساعت: 21:35

من یک گوسفند هستم.
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
منم گرگم و تو را می خورم چون تو گل مرا می خوری !
bita گفت…
دوشنبه 6 دی1389 ساعت: 18:2

من دیر رسیدم.منم می خواستم رای بدم.
reerra گفت…
دوشنبه 6 دی1389 ساعت: 23:26

پس جوابش کی اعلام میشه بابا؟ رای مملکت به این بزرگی را 24 ساعت نشده اعلام کردند ...
Hera گفت…
سه شنبه 7 دی1389 ساعت: 0:55

منم بهت رای دادم! و مهم نیست که رای هات به اندازه کافی یا اون حدی که فک میکردی نبودتو خوب مینویسی و وبلاگت عالیه و این مهمه قبل رای گیری واسه دل ِ خودت مینوشتی پس ادامش بده :)پ.ن: البت من این نطق نحیفو کردم چون با توجه به جوابی که به "شاعر شنیدنیس" دادی احساس کردم که از انتخاب ِ شده ناراحتی...
شغاد گفت…
سه شنبه 7 دی1389 ساعت: 12:59

سلاممن پس از تلاش مداوم تونستم به شما رای بدم و ذیل کامنتم نوشتم که تمامی دیگر کاندیداها در تمامی موارد اصلا محلی از اعراب نداشتند. چه رسه به شرکت دادن. موفق باشید و نویسا
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
مرسی :) دیدم !
من گفت…
سه شنبه 7 دی1389 ساعت: 20:32

اي باباخسته شديم ديگهراجع به يه چيز ديگه حرف بزنيم بهتر نيست به نظرت؟؟؟؟
آندیا گفت…
سه شنبه 7 دی1389 ساعت: 21:58

من متاسفانه دیر رسیدم ولی اگه دیر نبود شک نکنید به شما رای میدادم!
عماد گفت…
چهارشنبه 8 دی1389 ساعت: 18:31

نفرات آخر رای گیری وبگپ به یک بازی دعوتن. خوشحال میشم شرکت کنید.
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
همون دفعه مگه بازی نبود ؟ :)
مهندس رفیعی گفت…
چهارشنبه 8 دی1389 ساعت: 21:15

با تشکر از وبلاگ پربار جناب عالی.شرکت سیمین شمشاد تهران:- طراحی،اجرا و نگهداری فضای سبز و پاسیو در منازل،شهرکها و پارکها - طراحی و اجرا سیستم های آبیاری ، آبنما ، آبشار و آلاچیق- طراحی، ایجاد و نگهداری باغ ،گلخانه وتراس بندی سطوح شیب دار- مشاوره ،طراحی و اجرا باغ های ایرانی،ژاپنی،اروپایی و صخره ای- تولید و تکثیر گونه های مختلف درختان بومی و غیر بومی-آموزش و تربیت بونسای- مشاوره در جهت نگهداری گیاهان آپارتمانی- مشاوره ،طراحی و اجرا باغ میوه- طراحی و اجرا باغ گیاهان دارویی- طراحی و اجرا تراریومآدرس:تهرانپارس،بلوار وفادار،بین خیابان 135 و 137 ،کوچه 218 شرقی ،پلاک275 Website:www.siminshemshad.persianblog.irEmail:siminshemshadfirm2yahoo.comTeleFax:77358904
بیتا گفت…
پنجشنبه 9 دی1389 ساعت: 12:41

من یه عالمه نوشتم؛اونوقت دروغکی پیغام میده کد تایید صحیح نبوده.همه شم پاک کردخیلی نامردیه.اونهمه رو دوباره چه جوری بنویسم؟
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
مصلحت نبود لابد !
بیتا گفت…
جمعه 10 دی1389 ساعت: 3:0

این مصلحت نبود بدترین حرف دنیاست.کاش می گفتید تنبلی رو بذارم کنار دوباره بنویسم.
لاله گفت…
جمعه 10 دی1389 ساعت: 11:30

بقیه کاندیدا ها کی هستن؟ اصلا کجا باید رای داد؟
بیتا گفت…
شنبه 11 دی1389 ساعت: 14:41

آقای تجدد!؟مصلحت چیه آخه ؟مصلحت حرف آقایون اون بالاست.من می خواستم یادتون بیارم نوشته هاتونو چاپ کنید.اگرم تا حالا کتابی داشتید لطفا"خبرشو بدید.اگرم نه که داره دیر میشه.
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
من فکر کردم جواب دادم ! کلن من خرافاتی شاید باشم .کتاب ؟ اینطوری نگویید بزرگان وبلاگستان می آیند به من می خندند :) دیر میشه ؟ قراره برای من اتفاقی بیوفته ؟ بگید من تحملش و دارم :)
بیتا گفت…
یکشنبه 12 دی1389 ساعت: 13:2

خدا نکنه آقای تجدد.تا صد سال انشاالله زنده باشید.ولی به خدا نوشته های شما خیلی ویژه هستن.حیفه که چاپ نشن.خواهش میکنم .کاش من ناشر بودم.

پست‌های معروف از این وبلاگ

• -با تندی مشکلی نداری؟ -نه من واقعا غذای تند دوست دارم.  این سوال و جواب رایج بین من و آنهایی است فهمیده‌اند به بمبئی قرار است بروم.  برخلاف چیزهایی که شنیدم و خواندم بمبئ خوشبو و مهربان است. از هر دکان و دکه و دستفروشی بوی خوب عود می‌آید. حیوانات کنار آدمیزاد زندگی میکنند و هرکسی سرش به کار خودش و آتیش به انبار خودش است.  از روز اول دوست مهربانم فهد و گلناز همسر ایرانیش سخاوتمندانه پذیرایی‌ام کردند. اگر نبودند قطعا کلی تجربه‌ی هیجان انگیز در غذاهای هندی را از دست میدادم.  هاستلم در بمبئی چند خانه با خانه‌ی صادق هدایت فاصله دارد. خانه‌ای که هدایت شاهکارش بوف کور را در آن نوشت و به دلیل ممنوعیتش در همینجا در تعداد معدودی چاپ کرد. داخل خانه رفتم. درها و آدمها جدید شده بودند. نرده‌ی چوبی اما همان بود. به عادت جدیدم که دست رو اجسام میگذارم و حسشان میکنم، جای دست آن فوق‌العده‌ی نا امید را حس کردم که سیگار به لب میرود تا کنار اقیانوس هند به زن اثیری، لکاته، مرد خنزرپنزری و سایه‌اش فکر کند.. راستی در همسایگی من و هدایت اقیانوس هند است.  آدرس من در بمبئی: هاستل پانادا بکپک
از اینترنت چک کردم طلوع آفتاب به وقت بمبئی و بعد گفت ۵صبح. ساعت گوشی را کوک کرده اما ساعت بدنم دقیقتر بود. یک ربع به پنج بیدار  شدم و دیدم ساعت را برای ۵عصر کوک کرده بودم. سریع پوشیدم و کوله را برداشتم و از هاستل بیرون پریدم. تمام طول راه کوتاه هاستل تا ساحل را دویدم. کوچه باران زده بود. خاک باران خورده بود و سنگفرشهای خیابان‌های بمبئی را شسته بود. انگار خدا این هندی‌ها را دوست دارد. صبح تا شب کثافت میریزند توی خیابان و نیمه های شب باران همه را میشوید. به بندر رسیدم. کشتی های پهلو گرفته‌ی چوبی. نگاه مردم غریبه. مردی که رو به آسمان و خورشید و دریا دعا میکرد. مرد تاکسیچی که ازو پرسیدم خورشید از کجا در می‌آید و او آدرسش را دقیق میداد: پشت آن کشتی بزرگ، کمی آنطرفتر از دروازه هندوستان، نوک آن ساختمان بلند.خورشید یک ربع دیگر بیرون میزند.. کلاغهای گرسنه، سگهای بیدار نشده، گداهای چشم باز نکرده پول طلب کرده، این هند بود.. این خورشیدی بود که از پشت دریاها و ابرها.. از این سوی کره زمین بیرون آمده و این من بودم که خورشید را بوسیده و سمت تو راهی کرده بودم.. پس از این هرکجا خورشیدم را ببینم به او

هندزفری

. به گمانم دیگر وقتش شده تا از شما تقدیری در یکی از شبکه‌های سوشیال مدیا به جا بیاورم. چه جایی بهتر از همینجا اصلا، که بارها به شکل محسوس و نا‌محسوس با من در انظار عمومی به سمع و نظر بینندگان رسیده‌اید. حق آب و گل دارد اینجا. سالهای مدید کنارم بودید و همسفرم. چهارتا کشور و دو تا قاره و چندین و چند شهر و همه وسائل نقلیه: اعم از کشتی و طیاره و تاکسی و اتوبوس و قطار و مترو و تراموا و هرچه مرکب است بر روی زمین و‌ دریا و آسمان را با من سوار شدید، با من بودید و اینهمه مدت از کیفیتتان کاسته نشد. تنها یکبار در شرجی هندوستان که دوروزی از کار افتادید خاطرم هست که چه دلواپس و دلتنگ‌ بودم. خسته شدید گاهی اوقات، بی‌حوصله و خموده و نویزی، گاهی خبر بد شنیدم از شما ولیکن ۳۶۶ روز سال سیصد و شصت روزش همه اش آوای موسیق بود، داستان بود، خبر خوش بود: از رشت به تهران به مسکو، به یالوا، به استانبول، به یروان، به بمبئی، به دهلی نو و به خانه کوچکم، در دفتر کارم در شالگردنم و پچ‌پچ‌هایم و تنها شما همسفرم و در برم بودید و در صندلی روبرویم که همیشه در تمام کافه‌های گیتی خالی‌اند، به چشمهای من خیره.  سفر فی‌ال