رد شدن به محتوای اصلی

واسه همه میخای دنیا فقط یدونه چکش لازمه

نکن آقای ضرغامی . نکن با ما این کار را . اینهمه مته به خشخاش اعصاب وروان ما نگذار  پدر من . تو مگر نمیدانی هرچیزی را برمیداری توی تیلویزیونت ازش حمایت می کنی ملت بدشان می آید از آن . نیا اینهمه از این مردم بدبخت نوار غزه حمایت جنون آمیز نکن  نتیجه معکوس میدهد عزت . همین کافی ات نبود تر زدی به جمال زیباترین پیامبر تمامی ادوار حالا می آیی از گرگ و میش تا سحر  ( بله خودمان میدانیم فاصله گرگ و میش تا سحر چقدر است گفتیم یاد آن فیلم با بازی جرج کلونی و تارانتیو افتاده باشیم هویجوری ) بچه های جزغاله شده فلسطینی را نشانمان میدهی ، مرده های آنها را پخش زنده میکنی و مارا متنفر میکنی از هرچه فلسطینی است و همین چس مثقال انسانیت مان را هم از ما می ستانی . والا به پیر به پیغمبر  اگر هر روز چلو کباب هم بخوریم حالمان بهم میخورد .مال شما نمی خورد بهم ؟!  

آشتی که بلد نیستی بدهی چرا داری این وسط موش میدوانی . برداشته ای فیلم خنده و پایکوبی روئسای جمهور فعلی و بعدیِ جهانخواران را مونتاژ کرده ای روی آش ولاش  شده های غزه که چه ؟ خوب تو اینروزها فقط داری گریه میکنی از صبح تا شب بندهء خدا ؟ نمیخندی اصلن ؟ توی همان اخبار ساعت ده شبکه سه ات خانم گزارشکرات رفت سراغ یک نخبه که خانم هم بود و شروع کردند به لاس زدن و کر کر خندیدن که من یکی اصلن نفمیدن آن خانم چه کاره بیدند  همدیگر را هل میدادند و جیغ میزدند و ریسه میرفتند . نجف زاده ات کجاست ؟ لبنان ؟ هنوز برنگشته لابد اینها را ببینید .می گذاشتی اینها را فردایش تا به شعورمان توهین نکرده باشی

کفش میدهی دست مرآتی برود توی خیابان بگویید تو اگر می خواستی کفش بزنی به آن یارو چطور میزدی ؟ زشت نیست جدن ؟ روحیه خشونت طلبی ترویج میدهی ؟ ما که توی خیابان همینطوری فی النفسه سستی اعصاب و روان داریم و سگ هستیم پاچه میگیریم . تحریکمان میکنی ؟ دیدی یکی کفش را پرتاب کرد خورد به یک هموطن پشت به تصویر بعدن این مرآتی مشنگ عذر خواهی کرد ازش ؟  گفت : هه هه... میخواستیم بزنیم به بوش اشتباهی رفت ...

 البته خب بعید میدانم این پست بنده در سیاستهایتان تغییری ایجاد کند ! مِن باب انتقاد سازنده این ها را از خودم بیرون دادم . دویست و چهار سه صفر یک الی سه را حوصله نداشتم بگیرم تا خصوصی خدمتتان عارض بشوم  .  همین

+;نوشته شده در ;2009/1/15ساعت;14:18 توسط;.:ALITAJADOD:.; |;

نظرات

F@riborz گفت…
پنجشنبه 26 دی1387 ساعت: 14:19

آهنگ جدید و بسیار زیبا حسیـن ابلیس به اسم حسـرت و آهنگ جدید و زیبای امران هومن با نام یس یس 100در 100اورجینال... رافقط و فقط از سایت ما دانلود کنید....دوست عزیز برای استفاده از امکانات ویژه و قرعه کشی ماهانه حتما در سایت عضو شوید و فرم عضویت را پر کنید.با تشکر:مدیریت سایت.
میراکل گفت…
پنجشنبه 26 دی1387 ساعت: 14:37

دلمان خنک شد!
آمد گفت…
پنجشنبه 26 دی1387 ساعت: 14:55

جالب اینه که اصلا درک ندارند که اگه میخوان تصویری پخش کنید زیر نویس کنید که این تصاویر وحشتناکه و کودکان و افراد که دچار بیماری قلبی هستند نبینند اما این مسئولام بلانسبت گوسفند دایم دارند پخش می کنند.فقط یک حمایتی اینا شنیدن اما چطورش را نه.
خودنویس گفت…
پنجشنبه 26 دی1387 ساعت: 15:40

به به. واقعاً بسی مشعوف شدیم از این انتقادات.از اون تیزر مونتاژ شده من هم حالم به هم می خوره؛ ولی خداییش افکت های خوبی داره.
اسپایدرمرد گفت…
پنجشنبه 26 دی1387 ساعت: 15:53

تلویزیون ما به اقتضای سیاستهاش همه چی پخش میکنه! یه روز دیدی صحنه اعدام واقعی پخش کردن، یه روز میبینی هر پنج دقیقه صحنه های خشنی که تو فیلمها سانسور میکنن رو بصورت واقعی پخش میکنن، یه روز میبینی به خاطر خراب کردن یه چهره از پخش رقص یه مرد لخت وسط سخنرانی ابایی نمیکنه، پاش بیفته فیلم سکسی هم پخش می کنه فقط کافیه یکی از بازیگرهاش تشابه اسمی داشته باشه با فلانی!اقای ضرغامی! مادرم 20 روزه نمیتونه غذا بخوره، عادت داریم موقع غذا تلویزیون روشن باشه و شما با پخش این صحنه ها کوفتمون میکنید غذا رو! ما هم انسانیم، دل داریم، کشته که میبینیم دلمون میسوزه، ریش میشه، اشکمون در میاد، ولی خب اشتها هم داریم..!
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
شمام مثل ما شبخیز ندارین؟ اوخـــی ..
یک انسان گفت…
پنجشنبه 26 دی1387 ساعت: 19:9

162 شماره جدیده شه
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
برای پایتخت البته
ابهام گفت…
پنجشنبه 26 دی1387 ساعت: 20:20

سلام.خوشم اومد.همین.بدرود.
Drago گفت…
پنجشنبه 26 دی1387 ساعت: 20:38

سطحي ترين برنامه ها از درپيت ترين شبكه ها(با بالاترين امكانات و بودجه).واقعا حال مردمو از همه چي بهم ميزنن.
شراگیم گفت…
پنجشنبه 26 دی1387 ساعت: 21:15

بعد از خوندن این نوشته ت برای اولین بار از ته دل آرزو کردم که کاش زن آفریده شده بودم و دست بر قضا شده بودم مامان جنابعالی و الان بهت میگفتم که شیرم حلالت علی تجدد...شیرم حلالت!
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
تو منو به فرزندی قبول بکن شیر خشک بده بهم . قبول ؟
آندیا گفت…
پنجشنبه 26 دی1387 ساعت: 22:22

واقعا کفش دادن دست خبرنگار که بده به مردم و بگه چجوری میزنن به بوش؟؟؟خدا به دور! من همون موقع که مسابقه کفش پرانی به بوش در دانشگاه شاهد رو دیدم نمیدونستم بخندم یا گریه کنم! حالا هم همین حس رو دارم!اینجا بر عکس تلویزیون هیچی از غزه نشون نمیده. آخه اینا تنها کسی ان که با اسراعیلی هان.
معتاد گفت…
جمعه 27 دی1387 ساعت: 0:7

علی خان تجدد راست میگی ننه ما که ژیر شدیم موهای زبونمون رو هم چهل گیس میبافیم اپم
nigen گفت…
جمعه 27 دی1387 ساعت: 1:16

تا باشه از این انتقادا باشه...حیف که سران سواد درست حسابی ندارن که آدرس بلاگتو بفرستم براشون تا بخونن ..البته اندک سوادی هم داشته باشن وقتشو ندارن..دستشون بنده..باید سر مردم رو زیر برف نگه دارن..
م.الف گفت…
جمعه 27 دی1387 ساعت: 2:30

جالبه بدونی که من اصلا تلویزیون ایران رو نگاه نمی کنم. اون قدر کیف داره!لینک دانلود موزیک رو با کامنت خصوصی فرستادم. اگر به دستت رسید بی زحمت بگو
مرتضی گفت…
جمعه 27 دی1387 ساعت: 14:41

من ریدم به این صدا و سیما
ع ز گفت…
جمعه 27 دی1387 ساعت: 15:50

دربارهی آن کفش پرت کردن که در (تی لی وی زی اون) نشان دادند؛ آنقدر در داشتن شعور یا حتا کمی سواد رسانه در مضیقه هستند که متوجه نیستند که وقتی به سر یک هموطن میخورد چه معنی از تویاش در میآید و احتمالاً پیش خودشان فکر کردند چه قدر بامزه است، برای همین بر میدارند آن را نشان میدهند؛ در حالیکه خوب برنامهی زنده که نیست! یک برداشت دیگر بگیرید!(البته کل قضیه زیر یک علامت سئوال گنده است.)وبلاگ خوبی داری. همین جا دعوت میکنم به وبلاگ من هم(شامل بعضی نوشته و طرحهایم) سر بزنی.
احمد آزادی گفت…
جمعه 27 دی1387 ساعت: 16:58

خدمت برادر غیور و همیشه در صحنه آقای علی تجدد دامت افاضاتو. اینجانب عزت اله ضرغامی مسئول مستقیم صدا و سیمای مقدس جمهوری اسلامی ایران عزیز بدین وسیله از جنابعالی و هفتاد و اندی مسلمان بی سامان عذر خوای رسمی نموده و قول شرف می دهم (این رو مطمئن نیستم ) که از فردا شب در راستای حمایت از اعصاب و روان شما با دعوت از سرکار خانوم جمیله برای رقص شبانه در تلوزیون موجبات تمدد اعصاب جنابعالی را فراهم نموده لذا خواشمند است از فردا شب راس ساعت 11 از کانال چهار (کانال فرهنگ) شاهد حرکات موزون این خواهر محترممان باشد . آجر کمه عبدالله خداوند به همه ی ما توفیق روز افزون عطا نماید .
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
:))
هادی گفت…
جمعه 27 دی1387 ساعت: 21:5

خدایی دمت گرم . حرف دل خیلی ها رو زدی
پریسا گفت…
شنبه 28 دی1387 ساعت: 0:6

ایول!!!!!!!!!!!!!
آزاده صالحی گفت…
شنبه 28 دی1387 ساعت: 9:41

از این که برایم کامنت گذاشتید سپاسگزارم.هر چند نمی شناسمتون
علی تجدد گفت…
شنبه 28 دی1387 ساعت: 10:31

به zia : عزیز دل برادر شما می آیید نظر خصوصی میگذارید بدون هیچ رد و نشانی ، من چطور جواب بدهم قربان شکل ماهت قالبت را که با سایکو ساختی به سلامتی . حالا باید بروی و در وبگذر ثبت نام کنی. آنها خودشان طی ایمیلی یک کد به شما میدهند که بچپانی در قالب وبلاگت . قربانت
شهلا گفت…
شنبه 28 دی1387 ساعت: 11:35

سلام این موسیقی خیلی دلنشین. موسیقی متن فیلم قرمز از کیشلوسکی ولی نمی دونم کار کیه. می تونید برای گیر اوردنش کمکم کنید؟
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
من از بس این را به همه گفتم فکر میکنم فروشگاهای سی دی فروشی به ثروتی قابل توجه رسیده اند و خدا را شکر میکنند در حالیکه در خواب گران هستند و نمی دانند باید مرا شاکر باشند . لطفن بهشان بگوید این مهم را !براستی چرا خودم این سی دی را نمی فروشم ؟جواب را که گرفتید احتمالن ؟:)
معتاد گفت…
شنبه 28 دی1387 ساعت: 21:40

علی خان ننه جان انقدر دست کنده و روده بیرون ریخته دیدم که مردم دانشجوی ایرانی با معدل نوزده باید دوقوزاباد درس بخونه بعد جوجه محصل فلسطینی دانشگاه تهران بورسیه بشه زور به خدا من جنگ دوست ندارم
Shine گفت…
یکشنبه 29 دی1387 ساعت: 1:52

Did you know that there's someone who opens your blog every day , not only to read , but to listen to the magnificent music which plays on your page.After all these days ,listening to it for hours and hours I want to tell you congratulations , not just for the way you write , but also for your taste in music. It makes my soul fly ,... in a sad way and yet beautiful way
ديدار گفت…
یکشنبه 29 دی1387 ساعت: 8:14

خيلي سخته كه با اين عينكي كه آقاي ضرغامي به دست مردم ميده، بيطرف و درست قضاوت كرد. من دلم به حال مردم طرف مقابل هم ميسوزه ولي فكر ميكنم در اين جنگ نابرابر به غزه ايها بيشتر ظلم ميشه وگرنه فرقي نميكنه مسلمان يا يهودي يا اصلا بي دين و كافر. اينكه آدمها قرباني ميشن واقعا تاسف آوره.ضمنا مردشور ضرغامي و تلويزيونش. گل بگيرن در صدا و سيما رو.
زهرا گفت…
یکشنبه 29 دی1387 ساعت: 10:5

اومدی جای ابراز احساسات من بوق گذاشتی الان ملت فک میکنن من چی گفتم! من (بیب) قلمتم! یکم جنبتو بالا ببر (بیب) من
فانتازیو گفت…
یکشنبه 29 دی1387 ساعت: 11:35

ضرغامی،همون انسانی که اگه تو مراسم جشن و پای کوبی هم باشه آدم از چهرش و از اون چشمهای کبودش وحشت میکنه!حالا چه برسه به مراسم مذهبی و...مرآتی،با اون لبخند مزحک و حرفهای دروغ،اتفاقا سراغ هرچی بسیجی و دستمال کش هست میره و اسم نخبه رو روشون میذاره!نجف زاده،که پای هرچی تو دنیا هست رو به وسط میکشه...حیف به این اعصاب ما!

پست‌های معروف از این وبلاگ

• -با تندی مشکلی نداری؟ -نه من واقعا غذای تند دوست دارم.  این سوال و جواب رایج بین من و آنهایی است فهمیده‌اند به بمبئی قرار است بروم.  برخلاف چیزهایی که شنیدم و خواندم بمبئ خوشبو و مهربان است. از هر دکان و دکه و دستفروشی بوی خوب عود می‌آید. حیوانات کنار آدمیزاد زندگی میکنند و هرکسی سرش به کار خودش و آتیش به انبار خودش است.  از روز اول دوست مهربانم فهد و گلناز همسر ایرانیش سخاوتمندانه پذیرایی‌ام کردند. اگر نبودند قطعا کلی تجربه‌ی هیجان انگیز در غذاهای هندی را از دست میدادم.  هاستلم در بمبئی چند خانه با خانه‌ی صادق هدایت فاصله دارد. خانه‌ای که هدایت شاهکارش بوف کور را در آن نوشت و به دلیل ممنوعیتش در همینجا در تعداد معدودی چاپ کرد. داخل خانه رفتم. درها و آدمها جدید شده بودند. نرده‌ی چوبی اما همان بود. به عادت جدیدم که دست رو اجسام میگذارم و حسشان میکنم، جای دست آن فوق‌العده‌ی نا امید را حس کردم که سیگار به لب میرود تا کنار اقیانوس هند به زن اثیری، لکاته، مرد خنزرپنزری و سایه‌اش فکر کند.. راستی در همسایگی من و هدایت اقیانوس هند است.  آدرس من در بمبئی: هاستل پانادا بکپک
از اینترنت چک کردم طلوع آفتاب به وقت بمبئی و بعد گفت ۵صبح. ساعت گوشی را کوک کرده اما ساعت بدنم دقیقتر بود. یک ربع به پنج بیدار  شدم و دیدم ساعت را برای ۵عصر کوک کرده بودم. سریع پوشیدم و کوله را برداشتم و از هاستل بیرون پریدم. تمام طول راه کوتاه هاستل تا ساحل را دویدم. کوچه باران زده بود. خاک باران خورده بود و سنگفرشهای خیابان‌های بمبئی را شسته بود. انگار خدا این هندی‌ها را دوست دارد. صبح تا شب کثافت میریزند توی خیابان و نیمه های شب باران همه را میشوید. به بندر رسیدم. کشتی های پهلو گرفته‌ی چوبی. نگاه مردم غریبه. مردی که رو به آسمان و خورشید و دریا دعا میکرد. مرد تاکسیچی که ازو پرسیدم خورشید از کجا در می‌آید و او آدرسش را دقیق میداد: پشت آن کشتی بزرگ، کمی آنطرفتر از دروازه هندوستان، نوک آن ساختمان بلند.خورشید یک ربع دیگر بیرون میزند.. کلاغهای گرسنه، سگهای بیدار نشده، گداهای چشم باز نکرده پول طلب کرده، این هند بود.. این خورشیدی بود که از پشت دریاها و ابرها.. از این سوی کره زمین بیرون آمده و این من بودم که خورشید را بوسیده و سمت تو راهی کرده بودم.. پس از این هرکجا خورشیدم را ببینم به او

هندزفری

. به گمانم دیگر وقتش شده تا از شما تقدیری در یکی از شبکه‌های سوشیال مدیا به جا بیاورم. چه جایی بهتر از همینجا اصلا، که بارها به شکل محسوس و نا‌محسوس با من در انظار عمومی به سمع و نظر بینندگان رسیده‌اید. حق آب و گل دارد اینجا. سالهای مدید کنارم بودید و همسفرم. چهارتا کشور و دو تا قاره و چندین و چند شهر و همه وسائل نقلیه: اعم از کشتی و طیاره و تاکسی و اتوبوس و قطار و مترو و تراموا و هرچه مرکب است بر روی زمین و‌ دریا و آسمان را با من سوار شدید، با من بودید و اینهمه مدت از کیفیتتان کاسته نشد. تنها یکبار در شرجی هندوستان که دوروزی از کار افتادید خاطرم هست که چه دلواپس و دلتنگ‌ بودم. خسته شدید گاهی اوقات، بی‌حوصله و خموده و نویزی، گاهی خبر بد شنیدم از شما ولیکن ۳۶۶ روز سال سیصد و شصت روزش همه اش آوای موسیق بود، داستان بود، خبر خوش بود: از رشت به تهران به مسکو، به یالوا، به استانبول، به یروان، به بمبئی، به دهلی نو و به خانه کوچکم، در دفتر کارم در شالگردنم و پچ‌پچ‌هایم و تنها شما همسفرم و در برم بودید و در صندلی روبرویم که همیشه در تمام کافه‌های گیتی خالی‌اند، به چشمهای من خیره.  سفر فی‌ال