رد شدن به محتوای اصلی

به دوست کوچولوم سلام کن

 چند روز پیش توی تاکسی فکر میکردم امروز چه چیز ممکن است مرا خوشحال کند .  یک غذای خوشمزه ؟  دیدار با کسی که انتظارش را نداری ؟ پیدا کردن یک هزار تومنی توی پیاده رو ؟ پیروزی سید حسن نصرالله ؟ ارزان شدن دوباره آدامس خرسی ؟ سفر غریب الوقوع رئیس جمهور به شهرمان ؟ برنده شدن در مسابقه کاریکاتوری که اصلا شرکت نکرده بودم ؟ چه چیز ؟

اما حقیقت این بود که هیچ چیز مرا خوشحال نمی کرد . بلی ; هیچ چیز شادی مزه این ساعتهای زهرماری را شیرین نمی کرد و هیچ راهی به پایان خوش نمی رسید .

اما اتفاق وقتی می افتد که انتظارش را نداری (نمیدانم این جمله مسخره را چه کسی اولین بار گفته ؟ خب باید همینطور باشد ، وگرنه اسمش اتفاق نیست) شباهنگام  یکی از بستگان به خانه مان آمد و بی مقدمه کادوئی به من داد . من نفهمیدم مناسبت اش چیست و او  هم از من هول تر بود کاغذ کادو را مثل دیوانه هاجر داد و ...

خلاصه سرتان را درد نمی آورم از این پس کاریکاتوریست درک نشده ، کاریکاتورهایش را قرار است با قلم نوری رنگ بزند . خدایی رنگ زدن با " موس" خیلی اعصاب معصاب می طلبید که دیگر از حوصله من پیر مرد خارج داشت می شد .

 

پ.ن : خدمت دوستان عزیزی که الان دارند حسودی میکنند و غر میزنند که چرا ما فک و فامیل درستو درمانی نداریم که برای ما همچین چیزی بخرد باید عارض بشوم که این کادو همچین کادوی کادو هم نبود . حقیقت پشت پرده این است که ما یک عدد دستگاه فتوکپی داشتیم که به لعنت یزید هم نمی ارزید . البت اینکه در زمان خودش که برمیگردد به موقعی که هیتلر هنوز گروهبان 2 بود ، برو بیائی داشت دور از جان شما ایـــــــــــن هوا ! ما این دستگاه را دایدیم به همان فامیل مذکور تا گوشه عکاسی اش کار کند و دوزار هم گیر ایشان بیاید و دستگاه فتوکپی هم این گوشه انباری خاک نخورد تا اینکه عکاسی تعطیل شد و دستگاه را هم من به اوشان گفتم بفروشد که بعد از 3 سال با سه برابر پولی که تعمیرکار برای تعمیرش گرفت فروختند 100 هزار تومان و نامبرده هم به جای اینکه پولش را بدهد به ما رفت برایم قلم نوری خرید . الان دارم حسرت میخورم در این عالم بی پولی کاش این دهانم چفت و بست داشت و جلوی فک و فامیل هی نمی گفتم قلم نوری چنین است و چونان . پولش را می گرفتم میخوردم یک آب هم روش یا میدادم بابت بدهکاری تا طلبکاران بخورند همان یک لیوان آب را هم روش .

پ.ن2 : عنوان پست برگرفته از دیالوگی از فیلم " صورت زخمی " که آل پاچینوی کبیر وقتی اسلحه اش را به دشمنانش نشان میداد ، با فریاد می گفت.

+;نوشته شده در ;2008/10/19ساعت;19:56 توسط;.:ALITAJADOD:.; |;

نظرات

اسپایدرمرد گفت…
دوشنبه 29 مهر1387 ساعت: 3:9

ایول! منم میخوام یه دونه بگیرم ولی دنبال کسی میگشتم که کار کرده باشه و روی خوش داشته باشه که بشه ازش سوال کرد! فعلا برو حال کن تا سوالهام رو بپرسم!
روزنامه گفت…
دوشنبه 29 مهر1387 ساعت: 9:59

حتما حکمتی در این کار بوده ، چون صد هزار تومن ها می آن و می رن، اما یکی شون هم برای آدم مدادرنگی نوری نمی شه ! روزی رو می بینم که همین جا به روان "نامبرده" درود و ثنا بفرستید !
ديدار گفت…
دوشنبه 29 مهر1387 ساعت: 10:42

با روزنامه موافقم! كاش من هم يك فاميل داشتم 100 تومن پول بهش ميدادم ميرفت برام يك بليط كنسرت ميگرفت!!
دوشنبه 29 مهر1387 ساعت: 21:48

تبریک می گم !
دوشنبه 29 مهر1387 ساعت: 21:51

به ..! این دستهای هنرمند کاریکاتوریست خودمونه ..
mohi گفت…
دوشنبه 29 مهر1387 ساعت: 22:4

كاري نداره كه با قلم كار بزن بفروش چند برابرش در مياد
میراکل گفت…
سه شنبه 30 مهر1387 ساعت: 21:7

اوه! نه! حسودیم شد! جدن!مبارکه!ولی منم دلم میخواد!
dancer گفت…
چهارشنبه 1 آبان1387 ساعت: 15:12

ایشالا خوش قدمه :ى
ساسوشا گفت…
چهارشنبه 1 آبان1387 ساعت: 18:18

حسادت هم می طلبد...من از اولش پایه ام...
سمیرا گفت…
چهارشنبه 1 آبان1387 ساعت: 22:32

سلام...من خیلی وقته که اینجا میام...همین امروز بلاگ ساختم...دلم میشکنه اگه نبینی بلاگ منوراستی اجازه میدی لینکت کنم...
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
خوش اومدی
سارا گفت…
پنجشنبه 2 آبان1387 ساعت: 14:16

سلام عرض می کنیم خدمت ایشان! و حسودی خود را خدمت شما!
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
با این همه حسود باید یک چشم نظر ازش بیاویزم !
گیس طلا گفت…
پنجشنبه 2 آبان1387 ساعت: 15:36
Jozeph گفت…
پنجشنبه 2 آبان1387 ساعت: 22:13

تایتلت رو عشق است و بقیه ی قضایا...پس منتظریم
فصل خدا گفت…
یکشنبه 5 آبان1387 ساعت: 19:6

سلامخدا نیک و مبارک کند. داشتن وبلاگ مثل داشتن یک زبان دیگر در پهلوی زبان خداداد است. از شما نوشتن و از خلایق هم خواندن.تخت و بخت تان برقرارباد
آندیا گفت…
سه شنبه 7 آبان1387 ساعت: 1:32

کاریکاتور زیر جالب بود.از این قلم نوری استفاده کردین؟ به نظر میاد کار کردن باهاش سخت باشه!
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
نخیر . اونو با موس رنگ زدم
آندیا گفت…
سه شنبه 7 آبان1387 ساعت: 16:2

مرسی. ولی من کلا سوال کردم که تا حالا استفاده کردین ازش یا نه. راحت میشه باهاش کار کرد؟ و آیا کاریکاتور بعدی که قراره بزارین با این قلم نوریه قراره رنگش کنین؟
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
اوایل کمی سخت بود مثل رانندگی . یک کاری باهاش کشیدم اما معلوم نیست کی بذارمش اینجا

پست‌های معروف از این وبلاگ

آخه آقامه دوسش دارم ( یه یه یه یه نُنُر ! )

امشب که نه فردا عاشورا است یا تاسوعا ؟ من نمی دانم کدامیکی اولی است . حوصله ندارم به این چیزها فکر کنم .احترامتان سر جای خودش . عذا دار باشید یا عزا دار باشید . در عالم خودتان سیر کنید . خوشبحالتان اما بروید جان مادرتان توی خانه خودتان این کار را بکنید من می خواهم آلبوم جدید شاهین نجفی را گوش کنم که تازه دانلود کردم . این مرد بسیار موزیک وکلام زیبایی دارد اما خودش به شدت بی شخصیت و لمپن است . من رشتی ام مثل کامبیز وی او ای و احتمالن با انزلی چی ها مشکل باید داشته باشم . این انزلی چی ها هستند که مشکل دارند با همه . دعوا دارند کلن . توی خیابان الکی بهت گیر می دهند و گله ای میریزند سرت و با چاقو می زنندت حتی اگر حامله باشی . قدیمها که اینطوری بودند الان نمی دانم آدم شده اند یا نه ! باری، از این سر وصدا می گفتم .الان یک نواری گذاشته اند زیر پاساژ که من یک لحظه در خودم بودم دیدم صدای جیغ و داد می آید . یک آن فکر کردم مردم سوار بر سفینه شهر بازی شده اند اما داشتند عزاداری میکردند . یک یارویی با یک صدایی که عین فیلمهای پور.ن  بود حین حین حین حین میکند و مردم استقبال میکنند از این جست و خیز یک...

چگونه وبلاگ نویس حرفه ای شویم

 یاوقتی از حرفه ای بودن حرف Ù…ÛŒ زنیم از Ú†Ù‡ چیز حرف Ù…ÛŒ زنیم یا هرچی اصلن 1 .روشنفکر باشید . تلویزیون نبینید Ùˆ یا اگر دیدید به کسی نگویید . از تلویزیون بدبگویید . فوتبال ورزش عوام است . شما نباشید . پوپولیست نباشید .    طرفدار هیچ تیمی نباشید حتی اگر روی شرتتان نوشته اید ( شما کهنه ØŒ تولیدی) قلب بوئین زهرا به عشق پرسپولیس Ù…ÛŒ تپد . 2 کامنت نگذارید توی وبلاگ دیگران Ùˆ این را تویجای جای وبلاگتان بگنجانید Ú©Ù‡ اینگونه اید . بگویید اگر هم کامنتی دیدی مال دیگریاست . شل سیلور استاین قبل از اختراع وبلاگ در کتاب مقدسش گفته بود یکنفر آمده استپوست مرا دزدیده Ùˆ اگر دیدی توی Ø®Û...

آوخ چه کرد با ما جان روزگار

    این کاریکاتور را دیده بودی آره ؟ حال روز همیشه من است خب . دوباره اجرایش کردم تا دوباره ببینی تا یادم نرود کجای کارم و کجای دنیا ایستاده ام تک و تنها و جمع اضدادم و خسته نمی شوم از این تکرار پوچ و در هپروتم و خسته ام کلن . نهایت امیدواری است نه ؟ چند خط برایم بنویس . کی است این بابا که پارادوکس اش مرا کشته است لامصب + ;نوشته شده در ; 2009/3/12 ساعت;20:15 توسط;.:ALITAJADOD:.; |;