رد شدن به محتوای اصلی

مننمنمنمنمنم

در این سایت بروید و تست شخصیت بزنید و ببینید کی بودید و خبر نداشتید . مال من که از نظر خودم واقعاْ خود جنس بود . از اینکه یکنفر مرا همانطوری که هستم دید  "ولو مجازی " ذوق مرگ شدم و یک آن مانیتور را بغل کردم .

خیالباف

(تاثیر پذیر، درون گرا، آرمان گرا، احساسی)

تو یک تیپ "خیالباف" هستی. کم حرف و با قوه تخیل زیاد. تو اصولاً شخصیت خجالتی و ساکتی داری. تو علاقه زیادی به حقایق، وقایع و کلا چیزهایی که در اطرافت می گذرد نداری ولی در عوض جهانی درونی برای خودت ساخته ای که کاملا پیچیده و باشکوه است.

قدرت خلاقیت و حس نیرومندت، باعث شده که شخصیتی قوی داشته باشی که اگر کسی تلاش کند تو را بشناسد، حتماً این شخصیت قوی را می بیند. البتّه کمتر کسی چنین تلاشی می کند، چون مردم معمولاً فکر می کنند که در زندگی آدم نا موفقی هستی.برای همین هم، جوان! سعی کن با خودت کمتر حرف بزنی و با مردم بیشتر.

 

شما هم تست بزنید و در وبلاگهایتان بگذارید و بعدن  خبرش را به من هم بدهید .

+;نوشته شده در ;2008/10/5ساعت;13:37 توسط;.:ALITAJADOD:.; |;

نظرات

میراکل گفت…
یکشنبه 14 مهر1387 ساعت: 15:49

چه باحااااال!این خود خودتی! یعنی من اینجوری در باره شما فکر میکردم.من هم این تست رو انجام دادم و تو بلاگم نوشتم.آخرش خصوصیات شخصیت های دیگه رو هم یه نگاه انداختم. به خیالباف که رسیدم گفتم این خود استعداد درک نشده ست!
بهاره گفت…
یکشنبه 14 مهر1387 ساعت: 20:34

منم خیالباف شدم ! !
امیر گفت…
دوشنبه 15 مهر1387 ساعت: 1:14

من هم شرکت کردمجالب بود . ممنون
فاطمه گفت…
دوشنبه 15 مهر1387 ساعت: 2:45

ممنون از پیشنهاد.دقیقا به من هم همین را نشان داد
اکرین گفت…
دوشنبه 15 مهر1387 ساعت: 14:17

سلام.جالب بود .خب من بلاگ ندارم میذارم اینجا دوس داشتی بخونحسابگر(تاثیر پذیر، درون گرا، واقع گرا، متفکر )تو یک تیپ "حسابگر" هستی. کم حرف، باریک بین و دقیق، قابل اعتماد. درسته که خیلی هم با حال نیست به آدم بگن "حسابگر" ، ولی حالا خودمونیم، تو هم زیاد آدم باحالی نیستی. زندگی خیلی شلوغ و پر سر و صدایی نداری ولی برای خودت تفریحات و سرگرمی هایی داری و کسانی که به تو نزدیکند واقعا تو را دوست دارند.به طور کلّی دو نوع "حسابگر" وجود دارد که تو هم به احتمال زیاد در یکی از این دو گروه قرار می گیری:- زن- مردجدا از شوخی، حسابگر ها در هر کاری که انجام می دهند موفق هستند و همه، به خصوص دوستانشان، همیشه می توانند به آنها اعتماد کنند. آنها تقریباً هیچوقت دزدی و تقلّب نمی کنند. (البته منظور "حسابگر" های این تست شخصیت است، و گرنه بعضی حسابدارهای واقعی اینکارها را میکنند!! اگرچه آنها احتمالا در این تست شخصیت "قاضی" خواهند شد). در ضمن، تو احتمالاً رابطه خیلی دوستانه و خوبی با اعضای خانواده ات داری.
درخشانی گفت…
دوشنبه 15 مهر1387 ساعت: 14:31

مرسی خیلی خوب بود و بسیار دقیق
نابود شده @ گفت…
دوشنبه 15 مهر1387 ساعت: 14:32

منم میذارم اینجا (تاثیر گذار، درون گرا، آرمان گرا، متفکر)تو، یک تیپ "تجربه گر" هستی. اگرچه تو کمی خجالتی هستی (اعتراف کن!) ولی در عین حال عاشق نظارت و کنترل کردنی. وقتی که مشکلی سر راهت بوجود می آید، خیلی سریع، قاطع و بدون ملاحظه مشکل را از سر راهت برمی داری. ناتوانی های خودت، و ناتوانی های دیگران، به راحتی تو را آزار می دهند. تو آدم هایی را که خیال می کنی باهوش نیستند، دوست نداری. اگرچه در عوض بحث کردن با این گونه افراد، خیلی زود همه شان را ندیده می گیری.در روابط و دوستی ها، احساسات و عواطفی قوی داری. و چون درون گرا هستی، مردم تو را به عنوان فردی که می شود به او اعتماد کرد، می شناسند. ولی واقعیت این است که علاوه بر حل کردن مشکلات، تو دوست داری که مشکل هم بسازی! ضمناً به احتمال خیلی زیاد به کسی که دوستش داری، خیانت می کنی. و اگر این کار را کردی، به احتمال خیلی زیاد، به این کار ادامه می دهی.تو آدم خوش قلبی هستی.
Didar گفت…
دوشنبه 15 مهر1387 ساعت: 14:46

test jalebi bod vali baraye man onghadr daghigh nabod, shayad shenakhtam az reactionham dar mohithaye motefavet kam bode.... khoda midone...rasti hagh ba shoma bod iran va esterahat!
خرگوش سفید گفت…
دوشنبه 15 مهر1387 ساعت: 18:12

پرستار(تاثیر پذیر، برون گرا، واقع گرا، احساسی)تو یک تیپ "پرستار" هستی. غم خوار، مسئول، مهربان با مردم، صبور و شکیبا. تو کاملاً از خود گذشته و سرشار از عشقی. بعنوان یک فرد واقع گرای احساسی، با کمک احساسات و عواطف قوی خودت، همیشه موفقی. تو احساساتت را درک می کنی و غالباً با خودت راحت کنار می آیی.رنجهای دنیا، واقعاً تو را اذیت می کنند.درارتباط با دیگران معمولاً زود رنجی. از همه نوع افرادی که در این تست صفت "تاثیرگذار " را دارند، بخصوص برای دوستی یا ازدواج، دوری کن. تو، حتی اگر مرد باشی، دارای شخصیتی مادرانه هستی. اگر دختر هستی، مطمئن باش که یک روز مادر خواهی شد. بچّه های این دنیا به افرادی مثل تو احتیاج دارند. اما اگر پسر هستی حتی به این موضوع فکر هم نکن! بیشتر "بچه باز" ها از این تیپ شخصیتی هستند.در مواقع نادری که سعی می کنی از خودت دفاع کنی، خیلی بامزه و شیرین، ولی ناشیانه اینکار را می کنی، که البته بسیار هم موثر است! جالب بود واقعا شخصیت خودمه !
حسین گفت…
دوشنبه 15 مهر1387 ساعت: 20:57

جالب بود رفیق!
ديدار گفت…
سه شنبه 16 مهر1387 ساعت: 12:6

عمرا شركت كنم!ميگم نميشد اين من نه منم نه من منمو مث بچه خوب! جدا جدا مينوشتي كه ملت انقد سر كار نرن؟!! خدائيش جنست خيلي خرابه علي! اينم بايد تو اون تست روانشناسيت اضافه ميكردن!
_______________
ALITAJADOD پاسخ ميدهد :
شمام جنست کم خراب نیست ;-)
ستاره گفت…
چهارشنبه 17 مهر1387 ساعت: 19:52

من این تست رو چند ماه پیش انجام دادم و الان که دوباره اینکارو کردم نتیجه ش با دفعه قبل فرق داره!!!!!فعلا خیالبافم
bITA گفت…
پنجشنبه 18 مهر1387 ساعت: 17:48

خیلی درست به نظر نمی رسه :http://zamzameh.com/rooznameh/2008/10/post-31.html
پریسا گفت…
سه شنبه 30 مهر1387 ساعت: 12:23

منم همین بودم که شما بودی ! خیالباف

پست‌های معروف از این وبلاگ

• -با تندی مشکلی نداری؟ -نه من واقعا غذای تند دوست دارم.  این سوال و جواب رایج بین من و آنهایی است فهمیده‌اند به بمبئی قرار است بروم.  برخلاف چیزهایی که شنیدم و خواندم بمبئ خوشبو و مهربان است. از هر دکان و دکه و دستفروشی بوی خوب عود می‌آید. حیوانات کنار آدمیزاد زندگی میکنند و هرکسی سرش به کار خودش و آتیش به انبار خودش است.  از روز اول دوست مهربانم فهد و گلناز همسر ایرانیش سخاوتمندانه پذیرایی‌ام کردند. اگر نبودند قطعا کلی تجربه‌ی هیجان انگیز در غذاهای هندی را از دست میدادم.  هاستلم در بمبئی چند خانه با خانه‌ی صادق هدایت فاصله دارد. خانه‌ای که هدایت شاهکارش بوف کور را در آن نوشت و به دلیل ممنوعیتش در همینجا در تعداد معدودی چاپ کرد. داخل خانه رفتم. درها و آدمها جدید شده بودند. نرده‌ی چوبی اما همان بود. به عادت جدیدم که دست رو اجسام میگذارم و حسشان میکنم، جای دست آن فوق‌العده‌ی نا امید را حس کردم که سیگار به لب میرود تا کنار اقیانوس هند به زن اثیری، لکاته، مرد خنزرپنزری و سایه‌اش فکر کند.. راستی در همسایگی من و هدایت اقیانوس هند است.  آدرس من در بمبئی: هاستل پانادا بکپک
از اینترنت چک کردم طلوع آفتاب به وقت بمبئی و بعد گفت ۵صبح. ساعت گوشی را کوک کرده اما ساعت بدنم دقیقتر بود. یک ربع به پنج بیدار  شدم و دیدم ساعت را برای ۵عصر کوک کرده بودم. سریع پوشیدم و کوله را برداشتم و از هاستل بیرون پریدم. تمام طول راه کوتاه هاستل تا ساحل را دویدم. کوچه باران زده بود. خاک باران خورده بود و سنگفرشهای خیابان‌های بمبئی را شسته بود. انگار خدا این هندی‌ها را دوست دارد. صبح تا شب کثافت میریزند توی خیابان و نیمه های شب باران همه را میشوید. به بندر رسیدم. کشتی های پهلو گرفته‌ی چوبی. نگاه مردم غریبه. مردی که رو به آسمان و خورشید و دریا دعا میکرد. مرد تاکسیچی که ازو پرسیدم خورشید از کجا در می‌آید و او آدرسش را دقیق میداد: پشت آن کشتی بزرگ، کمی آنطرفتر از دروازه هندوستان، نوک آن ساختمان بلند.خورشید یک ربع دیگر بیرون میزند.. کلاغهای گرسنه، سگهای بیدار نشده، گداهای چشم باز نکرده پول طلب کرده، این هند بود.. این خورشیدی بود که از پشت دریاها و ابرها.. از این سوی کره زمین بیرون آمده و این من بودم که خورشید را بوسیده و سمت تو راهی کرده بودم.. پس از این هرکجا خورشیدم را ببینم به او

هندزفری

. به گمانم دیگر وقتش شده تا از شما تقدیری در یکی از شبکه‌های سوشیال مدیا به جا بیاورم. چه جایی بهتر از همینجا اصلا، که بارها به شکل محسوس و نا‌محسوس با من در انظار عمومی به سمع و نظر بینندگان رسیده‌اید. حق آب و گل دارد اینجا. سالهای مدید کنارم بودید و همسفرم. چهارتا کشور و دو تا قاره و چندین و چند شهر و همه وسائل نقلیه: اعم از کشتی و طیاره و تاکسی و اتوبوس و قطار و مترو و تراموا و هرچه مرکب است بر روی زمین و‌ دریا و آسمان را با من سوار شدید، با من بودید و اینهمه مدت از کیفیتتان کاسته نشد. تنها یکبار در شرجی هندوستان که دوروزی از کار افتادید خاطرم هست که چه دلواپس و دلتنگ‌ بودم. خسته شدید گاهی اوقات، بی‌حوصله و خموده و نویزی، گاهی خبر بد شنیدم از شما ولیکن ۳۶۶ روز سال سیصد و شصت روزش همه اش آوای موسیق بود، داستان بود، خبر خوش بود: از رشت به تهران به مسکو، به یالوا، به استانبول، به یروان، به بمبئی، به دهلی نو و به خانه کوچکم، در دفتر کارم در شالگردنم و پچ‌پچ‌هایم و تنها شما همسفرم و در برم بودید و در صندلی روبرویم که همیشه در تمام کافه‌های گیتی خالی‌اند، به چشمهای من خیره.  سفر فی‌ال