حالا در خانه جدیدم . خانه بزرگ است . بزرگ یعنی از خانه هایی که داشتیم تا بحال بزرگتر . اولین خانه ای که داشتیم یک خانه بود در حد یک راهرو که باید یکوری خودمان را از اتاق خواب به آشپزخانه می رساندیم .گاهی اوقات رسیدن به توالت سخت بود و جانکاه و ایراداتی بر ما وارد می شد . جمعه ها یادم است وقتی می رفتیم خانه پدری ام من کله معلق می زدم سر سفره و می دویدم مثل دیوانه ها . خودم هم نمی دانستم چرا واقعن . خانه بعدی بزرگتر بود اما موش داشت و نقشه کشی اش خیلی بد بود و پرتی زیاد داشت و من دستم به خون چند موش آلوده شد . عمله ها با همدیگر شور کردند و آن خانه را ساخته بودند . عین این فیلمهایی که فیلمنامه ندارد یا این نود شبی ها که می گویند بروید جلوی دوربین بزنید توی سرو کله خودتان ملت بخندند . اینطور خانه ای بود . دوتا خانه دیگر عوض کردیم تا آمدیم اینجا و اینجا بزرگ است برایمان . خوب است . توالت فرنگی دارد و من توالت اینطوری دوست دارم . از یکجا باید فرهنگ را شروع کرد . ما که نمی توانیم برویم اروپا پس اروپا را بیاوریم اینجا و چه جایی به تر از توالت که ارادت دارم به ایشان . پرده ها را کرکره ای چوبی...
(کارتونیست درک نشده سابق)
نظرات
عجب کارهای قشنگی! در عین زشتی..خیلی قشنگن! انقدر که ادم دلش میخواد خوابش رو ببینه!!!ادامه بده! شاید کابوسهات با یکی مشترک در بیاد..
خون به پا می شود؟!!همینجوری پیش بره تا بختک شماره 9 و 10 میرسه به هانیبال و اره و ...----------------از شوخی که بگذریم واقعا کاریکاتورهای شما گویای رنجی که بردید بودند ... راستی دلیل خاصی داره که اون دیگه کمک نمی خواد؟ نکنه به باور رسیده که هیچ کس بیدار نمیشه؟
وای بختک شماره 3 رو کی جرات داره ببینه؟از همین الان میشه حدس زدش!در رابطه با شکل قبلی هم همسرم با نظر شما موافقه.پس من دیگه چیزی نمیگم!
امیدوارم زودتر تموم بشن... بشینیم با هم "5 بعدازضهر باغ فردوس" رو ببینیم
این رو از قبلی بهتر کشیدی .. راستش رو بخوای نقش منفی طرح قبلی در عین وحشتناک بودن کمی خنده دار بود از قسمت دم .. اما این یکی جداً وحشتانکه !..